آناهیتا

به ياد آن الهه آبهاي جاري و بشكوه...
 
ریش
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩ : توسط : آرزو بانو

دین و مذهب

در بسیاری از ادیان و مذاهب، ریش نقش مهمی دارد. زئوس، در اساطیر یونان همواره با ریش تصویر شده‌است. در آئین سیک‌ها، ریش بخش جدایی ناپذیر هویت یک مرد بوده و بخشی از عظمت، شرافت، عزت و مردانگی یک مرد محسوب می‌شود. در آئین هندو، ریش نشانگر زندگی ساده و زاهدانه‌است.

دین یهود

در دین یهود، بر اساس آموزه‌هایی از تورات، محدودیت‌هایی برای نگهداری و تراشیدن ریش وجود دارد. نوع وسیله‌ای که ریش با آن اصلاح می‌شود، در این محدودیت‌ها دخیل است. صرفنظر از روحانیون یهودی، بسیاری از یهودیان عادی نیز حداقل طی سی روز نخست از دست دادن عزیزانشان، ریش خود را نمی‌تراشند.

دین مسیح

بسیاری از چهره‌های دین مسیحیت، از جمله عیسی مسیح با ریش تصویر می‌شوند. در کلیسای کاتولیک در طول تاریخ داشتن ریش و تراشیدن آن، به تناوب مجاز و ممنوع شده‌است. امروزه برخی از اعظای جوامع کاتولیک، از ریش به عنوان یک نشانه حرفه‌ای استفاده می‌کنند. کشیشان مسیحی خاورمیانه، با تراشیدن و یا نتراشیدن ریش خود، وضعیت تاهل خود را نمایش می‌دهند.

 

دین اسلام

مسلمانان داشتن ریش را سنت پیامبر اسلام می‌دانند. در میان علمای شیعه، جایز بودن یا حرمت تراشیدن ریش، محل اختلاف است. برخی از علما، مانند آیت‌الله سیستانی تراشیدن ریش را به هر شکل حرام می‌دانند. برخی حفظ ریش چانه را واجب می‌دانند مثلا آیت‌الله وحید خراسانی و برای تراشیدن ریش گونه حرمت قائل نیست و آیت‌الله مکارم شیرازی نیز ریش ستاری و ریش بزی را بدون اشکال می‌داند. برخی دیگر نیز مانند آیت‌الله صانعی، به طور کلی حرمتی برای تراشیدن ریش قائل نیستند.

در سال ۱۳۷۵ و همزمان با حکومت طالبان بر افغانستان، ملا محمد عمر فرمانده این گروه شبه نظامی، اعلامیه‌ای در منع تراشیدن ریش برای عموم مردان افغان صادر نمود.

            از آنجائیکه در افغانستان گناه کبیره آشکار ریش تراشیدن و ریش قطع کردن صورت می‌گیرد در حالیکه ما اختیار کامل داریم، فتوای فتاوای عالمگیری است که هر کسیکه اختیار دارد دفع منکر بالایش واجب می‌گردد. بدین لحاظ آرزومندیم هر ولسوال در ولسوالی خویش و والی در ولایت جلسه‌های بزرگ دایر نمایند و به تمام مسلمانان به طوری جدی اعلان نمایند که هرگاه در آینده کسی ریش خویش را تراش و یا کوتاه نماید ما آنرا بندی می‌کنیم، باز حق شکایت را ندارند. یکماه وقت برایشان بدهید. بمجرد تکمیل تاریخ جزأهای کوچک برایشان داده شود. انشأالله نودوپنج فیصد اشخاص اصلاح خواهند شد.


 
نمایشگاه کتاب تهران
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳ : توسط : آرزو بانو

امسال برای اولین بار رفتم نمایشگاه کتاب تهران.

خیلی شلوغ بود, اما برای من که انتشارات خاصی مد نظر داشتم راحت تونستم اونچه می خوام پیدا کنم. 

چیزی که من توقع داشتم این بود که کتابای چاپ جدید , یعنی کتبی که تازه تالیف یا ترجمه شدن ببینم که اینطور نبود, حداقل کتابایی که من دنبالشون بودن همون کتابای تو بازار بود و اکثر چاپ چندم بود و کتابای چاپ اول ندیدم.

مثلا دنبال کتابای تازه ترجمه شده از یالوم بودم که هیچی نبود تمام کتابایی بود که قبلا خریده بودمناراحت

لیست کتابایی که خریدم ایناست:

-فرهنگ لغات تخصصی روان شناسی و روان پزشکی و علوم تربیتی/ دکتر شهرام ابولقاسمی, دکتر بهمن اکبری, دکتر حسن نوزنده جانی, یونس باقری/ ناشر آرویج

-رواندرمانی گروهی/اروین یالوم, مولین لشج/نشر دانژه

-روانشناسی زن/ کارن هورنای/ نشر دانژه

-به راستی فروید چه گفت؟/ دیدید استافورد کلارک/ نشر دانژه

-تحلیل روانشناختی خودشکوفایی از دیدگاه مولانا و راجرز/ محمد مهدی شریعت باقری , سعید عبدالملکی/ نشر دانژه

-مرزهایی برای کودکان/دکتر هنری کلود, دکتر جان تاون سند/ نشر دانژه

-آزاد و صمیمی با فرزندان/آلیسون مولوانی/ نشر دانژه

-قصه گویی/دکتر آرتور روشن/ جوانه رشد

- هیچکس کامل نیست/ الن فلانگن برنز/ جوانه رشد

به طور کلی از رفتن به نمایشگاه خیلی لذت بردم.لبخند

پ.ن1: این سفر به تهران حرف نداشت, گرچه همش دویدم و امتحانم داشتم اما اینا اصلا به چشم نمیومد بی اغراق همش بهم خوش گذشت.مژه 

پ.ن2: سپاس بی کران از دوست گلم فاطمه که این چند روز خوابگاه اون بودم, و لحظات خوش رو اون برام ساخت.ماچ

پ.ن3: راستی روز بانوان گرامی.چشمک


 
در اینجا چار زندان است
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱ : توسط : آرزو بانو

در اینجا چار زندان است

به هر زندان دو چندان نقب،

در هر نقب چندین حجره،

در هر حجره چندین مرد

در زنجیر...

 

از این زنجیریان،

یک تن، زنش را در تب تاریک بهتانی

به ضرب دشنه ای کشته است.

 

از این مردان،

یکی، در ظهر تابستان سوزان،

نان فرزندان خودرا،

بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد

آغشته است.

 

از اینان، چند کس،

در خلوت یک روز باران ریز،

بر راه ربا خواری نشسته اند

کسانی، در سکوت کوچه،

از دیوار کوتاهی به روی بام جستند

کسانی، نیم شب،

در گورهای تازه،

دندان طلای مردگان را می شکسته اند.

 

من اما هیچ کس را

در شبی تاریک و توفانی نکشتم

من اما راه بر مردی ربا خواری نبستم

من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجستم .

 

در این جا چار زندان است

به هر زندان دو چندان نقب و

در هر نقب چندین حجره،

در هر حجره چندین مرد در زنجیر...

 

در این زنجیریان هستند مردانی

که مردار زنان را دوست می دارند.

در این زنجیریان هستند مردانی

که در رویایشان هر شب زنی

در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد.

 

من اما در زنان چیزی نمی یابم

- گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش -

من اما در دل کهسار رویاهای خود،

جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی

که میرویند و می پوسند و می خشکند و می ریزند،

با چیزی ندارم گوش.

مرا گر خود نبود این بند،

شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان،

می گذشتم از تراز خاک سرد پست...

 

جرم این است

جرم این است

                                                                                احمد شاملو


 
حذف...
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤ : توسط : آرزو بانو

همه چیز به راحتی حذف می شه ...

خیلی راحت ...

مدتهاست پدر و مادر حذف شدن, مدتهاست ترجیح می دم نباشن ...

مدتهاست دوستانی که اوج خوشی رو باهم تجربه کردیم یکی یکی حذف شدن, گرچه گاهی سرکی می کشن, اما نیستن , در کل نیستن ...

شهر عوض کردن ...

شوهر کردن ...

بچه دار شدن ...

یا سرطان حذفشون کرد ...

مدتهاست یک شاید! عشق , بدون عشقبازی حذف شد, در واقع نبود اصلا , بودنش رو مرگ , به کل از زمین حذف کرد ...

شاید , عشق! هم حذف شد ...

شاید, مُرد ...

اصلا مدتهاست شک دارم وجود داشته باشه ...

مدتهاست کسانی میان, نمی دونم چه اسمی دارن, شاید مردانی برای همه فصول بدون اینکه شاید اسمشون رو بدونم , چایی می خورن و میرن, و نیومده حذف می شن ...

شاید هم مادراشون , حذف می شن ...

چه مزخرف ...

بچه ها, حتی اونها هم حذف شدن ...

بچه ها خیلی بی رحمن زود آدم رو یادشون می ره ...

یکی هم هست, تازه اومده ...

شاید حسی, غلبه ای, راهی ...

شاید عطر پر از خاطره ای ... 

شاید هم من و من و من ...

آخر هم من ...


 
اردیبهشت
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢ : توسط : آرزو بانو
 
← صفحه بعد