دو چهره است که همواره این جهان دارد
یکی عیان و دگر چهره در نهان دارد.
یکی همیشه به پیش نگاه ما پیداست.
که با تولد ,مرگ,
که با طلوع, غروب,
که با بهار بهشت آفرین ,خزان دارد.
یکی همیشه نهان است ,اگر چه, در همه جا
به هر چه در نگری ,با تو داستان دارد!
نه با تولد ,مرگ,
نه با طلوع. غروب.
نه با بهار ,خزان,
که هر چه هست در او,عمر جاودان دارد!
تورا به چهره پنهان این جهان راه است
نه از فراز سپهر,
نه از دریچه ماه,
نه با کمان وکمند,
نه با درفش وسپاه!
همه وجودت از آن بی نشان ,نشان دارد
جهان چو گشت به یک چهره جلوه گر ز نخست
نگاه چاره گر چهره آفرین با توست
نگاه توست که رنگ دگر دهد به جهان
اگر که دل بسپاری به "مهر ورزیدن"
اگر که خونکند دیده ات به "بد دیدن"
امید توست که در خار زار ,کوه, کویر
اگر بخواهد صد باغ ار غوان دارد
دلت به نور محبت ,اگر بود روشن
تو را همیشه چو گل تازه وجوان دارد
بر آستان هنر ,گر سری فرود آری
چراغ نام تو هم جاودانه جان دارد.
نه آسمان ,نه ستاره ,نه کهکشان ,نه زمان,
تو چهره ساز جهانی ,تو چهره ساز جهان!
هر آنچه می طلبی از وجود خویش بخواه!
چگونه با تو بگوید؟
مگر زبان دارد!
فریدون مشیری
پ.ن:واسم هنوز سواله اگه قراره واسه ظلم یزید چهارده قرن پیش 40 روز سیاه بپوشیم پس برا ظلم یزیدهای امروز باید چقدر سیاه بپوشیم.اگر حسینی که اینقدر عظمت داشت اونطور کشته شد تا هدفش امر به معروف و نهی از منکر باشه پس ما داریم چکار می کنیم فقط برای زخماش اشک می ریزیم نه برای عقاید پایمال شدش اگر می فهمیدیم و اشک میریختیم الآن وضعمون این نبود .