پارسال فقط یک دوستم اس ام اس زد و بهم تولدم رو تبریک گفت.همه یادشون رفته بود.منم با خودم گفتم احتمالا باید عادت کنم به فراموش شدن.
ولی نمی دونم چی شد که پایان بیست و سومین سال زندگیم اینقدر زیبا شد.
سعیده عزیزم همونی که بارها ازش گفتم از اسفراین برای من پاشود اومد اینجا تا بهم کادو تولد بده و با اون وقت کمش چند دقیقه ای رو با هم بگذرونیم.
امروز همه با خانواده مادریم رفتیم باغ خالم و چقدر خوش گذشت, همه بهم تبریک گفتن و چه حس زیبایی بود مهم بودن برای همه.
و زیباترین هدیه از آسمون بود. بارون زیبایی که برای اولین بار در پاییز باریدن گرفت و بارید و بارید .برگهای پاییزی رو خیس کرد و هوا رو نمناک وااااااااااااای چقدر زیبا بود.
خدایا ممنونتم بهترین تولد عمرم بود .خیلی خیلی زیبا بود.فکر می کنم بهترین هدیه عمرم این بود که تو پاییز به دنیا اومدم.
پ.ن:ممنون از دوستان عزیز وبلاگی غافلگیر شدم .مرسی از توجهتون.همه تون رو ندیده دوست دارم مرسی که تو این روز قشنگ شریک شادیم بودید.