آناهیتا

به ياد آن الهه آبهاي جاري و بشكوه...
 
معرفی کتاب
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب:خدا در ناخود آگاه

نویسنده: دکتر ویکتور فرانکل

ترجمه و توضیحات : دکتر ابراهیم یزدی

انتشارات : موسسه خدمات فرهنگی رسا

پیش از این اینجا کتاب دیگری از دکتر فرانکل معرفی کردم که معروفترین و پر فروشترین کتاب ایشون بود. توضیحات تکراری راجع به ایشون نمی دم. فقط در این کتاب که این بار معرفی کردم مطلب جالبی که مورد بحثه خدایی است که در وجود ماست , اونچه خود برتر ما محسوب می شه و خدایی که بیرون از ما و جدا از ماست, نیست.در این کتاب ناخود آگاه نه به بیان فرویدی بلکه به زبان و مفهومی وسیعتر و عمیق تر بحث شده است.

زیبایی کتاب برای من بیشتر تصویر متفاوتی که از ذهن انسان و خدا بیان می کنه بود, خیلی کتاب حجیمی نیست کمتر از 180 صفحه است و در عین حال مطالب بسیار جالبی در بر داره, تصور انسان نسبت به ناخود آگاهش و خدایی که درش شکل گرفته تغییر می کنه, امتحان کنید...


 
از مسجد رفتن من...
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٥ : توسط : آرزو بانو

هیچ وقت دلم نمی خواست با اعتقادات کسی درگیر بشم از لائیک تا خشکه مذهبی برای خودش اعتقاداتش محترمه .

ولی رنجم می ده این تفکر که اعتقادت هرچی هست فکر می کنی درسترینه. 

می رنجم از اینکه تو مسجد می ری و کسانی (فقط یه تعداد کمی) فکر می کنن

چقدر وارسته هستند,

چقدر مهمه که ذکر به لب داشته باشن و اخم کنن, 

چقدر می ارزه صف اول نماز بخونن و دل کسی رو برنجونن,

چقدر مهمه صوت ’ط’ رو متفاوت با ’ت’ بگن ولی مهم نیست جواب سلام بدن,

چقدر پاکن و همه چیزشون تمیزه و تمام جوونها نجسن,

چقدر بی گناهن و همه دخترای جوونی که پشتشون نماز می خونن نانجیبن,

چقدر پسرهاشون وارسته و نجیبن و همه دخترایی که چادر ندارن فا-حشه هستند,

چقدر تو زندگیشون سختی کشیدن و دخترا همه تنبلند,

دست بوس تمام مادر بزرگای مهربونم, ولی دلم شکست , رنجیدم از اینکه من و دوستام مثل شما تو یک صف , رو به یک قبله نماز می خونیم, آخه چرا همه رو به یک چوب می زنید, چرا فرصت نمی دید کسی حرف بزنه.

راستش می ترسم از غرور , تو دستهای لرزون و پشتهای خمیدشون آینده خودمو می بینم , می ترسم روزی اونقدر به خودم مطمئن بشم که گرفتار غرور بشم(البته امیدوارم الآنم نباشم), امیدوارم حس امروزم هیچ وقت یادم نره که این اشتباه رو نکنم.

پ.ن: به نظرم مهم نیست کی چه اعتقادی داره , اگه ما دنبال آزادیم باید اول در خودمون بپذیریم که تفاوت وجود داره و هیچ کس به هیچ کس برتری نداره. آزادی اونه که هر کس هر اعتقادی داره از بی حجاب تا پوشیه دار و از بی اعتقاد لائیک تا معتقد سفت و سخت بتونن به اعتقاد هم احترام بذارن.بتونن محترمانه حرفشون رو بزنن. به نظرم اینطوری بیشتر رشد می کنیم تا طرد همدیگه.  


 
خدا
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۱ : توسط : آرزو بانو

خدا گوید:

          تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

                                                  تو ای والاترین مهمان دنیایم

      بدان آغوش من باز است

                                          شروع کن

                                                      یک قدم با تو

                                        تمام گامهای مانده اش با من.....