آناهیتا

به ياد آن الهه آبهاي جاري و بشكوه...
 
معرفی کتاب
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب:خدا در ناخود آگاه

نویسنده: دکتر ویکتور فرانکل

ترجمه و توضیحات : دکتر ابراهیم یزدی

انتشارات : موسسه خدمات فرهنگی رسا

پیش از این اینجا کتاب دیگری از دکتر فرانکل معرفی کردم که معروفترین و پر فروشترین کتاب ایشون بود. توضیحات تکراری راجع به ایشون نمی دم. فقط در این کتاب که این بار معرفی کردم مطلب جالبی که مورد بحثه خدایی است که در وجود ماست , اونچه خود برتر ما محسوب می شه و خدایی که بیرون از ما و جدا از ماست, نیست.در این کتاب ناخود آگاه نه به بیان فرویدی بلکه به زبان و مفهومی وسیعتر و عمیق تر بحث شده است.

زیبایی کتاب برای من بیشتر تصویر متفاوتی که از ذهن انسان و خدا بیان می کنه بود, خیلی کتاب حجیمی نیست کمتر از 180 صفحه است و در عین حال مطالب بسیار جالبی در بر داره, تصور انسان نسبت به ناخود آگاهش و خدایی که درش شکل گرفته تغییر می کنه, امتحان کنید...


 
کودکی
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢ : توسط : آرزو بانو

نمی دونم چی شد یادم از کودکی اومد, بخشی که همیشه سعی می کردم بگم نبوده, بخشی که انکارش می کردم, اون بخشی که همیشه احساس گناه می کردم, وقتایی که عذاب وجدان می گرفتم.

جواب گوی کتکهایی که می خوردم کیه؟ یه بچه ی 5 ,6 ساله رو تصور کن و دستهای مردونه پدرش, چه ضربهای می تونه به صورتش بزنه که پرتاب بشه یه گوشه؟ کمربند چرمی چقدر دردناکه که بخوره به پشت یه بچه کوچیک.

درد شاید بخش کوچیکی بود تحقیر شدن کجای قصه بود؟جایی که مامانت عوض دلداری عوض تسکین دردهات بهت می گفت ببین باباتو عصبانی می کنی, ببین چه کار می کنی. یا برای هر عمل بچگانت تحدید می شدی که واستا بابات شب بیاد!

واسه من کمد همیشه جای امنی بود, می رفتم پشت رخت خوابای تو کمد, تو تاریکی هر چند از تاریکی هم می ترسیدم قایم می شدم, تنها جایی که احساس امنیت می کردم, تنها جایی که اونا توش جا نمی شدن که بیان سراغم.

می دونی خیلی حس مزخرفیه که هم از یکی متنفر باشی, هم بخاطر ضعف دوران کودکیت بهش مدیون باشی. حس ناامنی که تو اون دوران از پدر و مادرش آدم بگیره به نظرم بدترین حس زندگی آدم می تونه باشه.

می دونی در اصل اونها خودشون هم قربانی بودن, قربانی همین روش, مامانی که مامانم رو به زور نیشگون گرفتن به کارای دو برابر سنش وا می داشته, یا بابای بدخلقی که به بابام جز بداخلاقی یاد نداده,شاید اونها مسئولن؟

ولی خوب من همیشه برام سوال بود یعنی گناه منه که اونها تو بچگیشون عذاب کشیدن؟ یعنی من باید جواب بدم؟  یعنی اونا دردای خودشوت یادشون رفته؟ یعنی اینقدر این انسانها که تصمیم گرفتن پدر و مادر من بشن بیچاره اند که نمی تونن تصمیم بگیرن گذشته خودشون رو تکرار نکنن و عصبانیتشون رو جور دیگه نشون بده؟

اونها منو دعوت کردن اینجا, اونها مسئولیت زندگی کودکی منو داشتن, اونها می دونستن که الگوی منن, اونها می دونستن که پناه منن, اونها مسئول رشد دادن من بودن.

ولی من امروز مطمئنم نمی خوام راه اونها برم, من کسی می شم به  جز اونچه که اونها بودن, من راهم رو خودم انتخاب می کنم و تحت تاثیر گذشتم نمی مونم, من اراده دارم همه چیز رو در خودم تغییر بدم, من این روند معیوب رو متوقف می کنم, نمی ذارم یک حلقه از زنجیره عیبها بشم.

می دونی بعضی هم نسلهای ما لوس کردن بچه ها رو با روش قبلی جایگزین کردن, بعضی فقط ژست مامان و بابای مهربون رو بازی می کنن. اینم درست نیست بچه باید همه چیز رو درست یاد بگیره,ناراحتی مامان و بابا, عصبانیت, خوشحالی, عشق و... فقط تعامل درست باعث می شه که بچه ها یاد بگیرن هر حسی چه جایی داره, کنترلش چه جوریه, عصبانی نشدن هنر نیست, هنر اونجاست که بتونی به بچه یاد بدی وقتی از دستش عصبانی می شی بازم عاشقشی.

اول عشق بورزیم, بعد هر حسی رو  در خودمون پیدا کنیم و بشناسیم, بروز هیچ حسی گناه نیست, فقط ما باید راه درست بروز حس رو پیدا کنیم, باید باور کنیم که همه چیز تحت کنترل ماست, هیچ کس نمی تونه بگه وقتی عصبانی می شم دیگه دست خودم نیست, انسان نیستیم اگر کنترلی رو خودمون نداشته باشیم.

در ضمن اگر بچه داریم, یادمون باشه که ما اونو دعوتش کردیم, لذت ما باعث حضور اون شده, یادمون باشه اون به ما لطف کرده که با حضورش زندگی ما معنای دیگه ای پیدا کرده, هیچ منتی برای اونچه براش می کنیم نیست.

ما می تونیم تفاوت ایجاد کنیم, گذشته باید تجربه ای باشه برای ساختن آینده, هر چند گذشته برای خیلی ها سخت گذشته...


 
معرفی کتاب
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۸ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب: تضادهای درونی ما

نویسنده: کارن هورنای

ترجمه:محمد جعفر مصفا

انتشارات: بهجت

بذارید با خودمون صادق باشیم, این بار از خودمون شروع کنیم, چقدر اخلاقهایی داریم که باعث عذاب اول خودمون و بعد بقیه می شه و برای این خلقها دلیل و منطق میاریم ؟ شاید اونقدر این خلقها یا به قول هورنای تضادهای عصبی برای همه تو جامعه ما عادی شده که اگر کسی غیر از اون یا درواقع با خلق سالم عمل کنه فکر می کنیم اون مشکل داره؟

تضادهای زیادی در این کتاب بررسی شده و اولین تضاد عصبی ’’مهرطلبی’’ است, که طبق تحقیقات بیشترین فراوانی رو در جامعه ما داره. فردی رو تصور کنید که خودش رو علیرغم هر اونچه که داره بی چاره تصور می کنه , ارزش خودش رو منوط به نظر دیگران می دونه,احتیاج داره خوب به نظر بیاد, تظاهر به رئوف بودن می کنه , تظاهر به دوست داشتن دیگران می کنه, از خودگذشتگی و شکست نفسی بیش از حد داره و یا تصورش اینه که تا حالا کشف نشده و باید کشی پیدا بشه که دیوانه وار عاشقش بشه تا از زندگی لذت ببره و رابطه جنسی براش ارزش عجیبی داره.

شاید فکر کنید نه من که اینطوری نیستم, ولی باید بگم این افکار و اعمال حاصل ازش چنان در ناخودآگاه ما فرو رفته که سخته بپذیریم که این اخلاقیات ما اشکال داره . در واقع چنان ریشه در تربیت کودکی و فرهنگ ما داره که به نظرمون نرمال میاد. اما در این کتاب هورنای که پیروی مکتب روانکاوی و فرویدن است سعی داره مارو آگاه کنه و دلیل این تضاد عصبی که برای ما عذاب آوره رو بگه تا هم خودمون چاره برای تغییر خودمون بیاندیشیم و هم نسل بعد که مسئولش هستیم کمتر درگیر این مشکلات کنیم.

پیشنهاد می کنم این کتاب رو بخونید , بیشتر از 170 صفحه نیست و زبان ساده ای داره.البته یادمون نره همیشه اول خودمون رو قضاوت کنیم.

پ.ن1:اصغر فرهادی اسکار رو هم درنوردید, افتخار جایزه به کنار حرفاش اشک به چشمم آورد.

پ.ن2:دیشب اول سراه راهنمایی تو صف بستنی شاد بودم, بنده خدا داشت برگه اسم و رسم یه بنده خدایی رو مداد ولی تو مدتی که اونجا بودم یک نفرم ازش برگه نگرفت... خوب چرا سرمایه به باد می دید؟ اسماشون رو اعلام می کردید می رفتن حقوقشون رو می گرفتن ماه به ماه دیگه. شما که به ما کار ندارید ما هم به شما...


 
نقاشی های ناخودآگاه ، شخصیت شما را آشکار می کند
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤ : توسط : آرزو بانو
مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای که هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .

بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می کِشند ، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می کنند ، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند . و در هنگام کشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روی کاغذ نیستند .

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت که روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی ها .

اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه ، سخت و دشوار است ، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد را به دست می دهد".

پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید .
1 - اشکال هندسی:

مثلث، مربع و اشکال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد که شما به گونه ای روشن و آشکار می اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید. در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می کنید و کفایت و کارآیی بالایی دارید.

2- اجرام فضایی:

ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید که تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.

3- اشکال درهم:

نشانه ی هیجان و تنش هستند و نشان می دهند که شما در تمرکز دچار اشکال می شوید و همیشه چیزی هست که مزاحم تمرکزتان شود.

4- بازی ها:

بازی هایی نظیر نقطه بازی ، دوز یا شطرنج ، حس رقابت را در شما به تصویر می کشند و شما دوست دارید همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می کنید.

5- چهره های خندان و زیبا:

کشیدن چنین تصویرهایی مؤید این است که شما به مردم و دیگران عشق می ورزید، و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می کنید و علاقه مند به فعالیت های اجتماعی هستید. خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیک سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستید.

6- چهره های درهم و زشت:

نشانه ی حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می کنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید، با مردم میانه ی خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس کافی ندارید و در کارهای گروهی همکاری نمی کنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می کنید.

7- فلش ها و نردبان:

نمادی از جاه طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید ، در تصمیمات، یکدنده و سمج عمل می کنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید.

8- خانه و کلبه ها:

به دنبال خانه و خانواده ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می کنید. میل دارید در خانواده تان سرمایه گذاری کنید ، در جست و جوی سرپناه روحی و معنوی هستید، در جست و جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید.

9 - نت های موسیقی:

عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید.

10 - اشکال تکراری و دنباله دار:

نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمرکز توانمندید. قادرید کارهایتان را به راحتی سازماندهی کنید و با هر چیزی کنار بیایید.

11- گل و گلدان گیاه و درخت:

شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه ی مهربانی دارید و با دوستانتان دوستانه رفتار می کنید، فردی اجتماعی هستید.

12- حیوانات:

شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید ، حساس و ملاحظه کار هستید و نیاز به آرامش فکر دارید، احساس می کنید که می توانید از دیگران حمایت کنید.

13- قلب:

فرد احساساتی هستید. کسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید.

14- آجرها و کتاب هایی که روی هم قرار گرفته اند:

زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می کنید که با کوچک ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می ریزید.

15- غذا و میوه:

خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می برید.

16- خطوط متقاطع:

احساس خفگی و اختناق دارید. و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می کنید. این سدی است که میان خود و دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می کنید عواطفتان را پنهان نمایید تا فرد مناسبی پیدا شود که شایستگی احساس شما را داشته باشد.

17- چاقو، اسحله و شمشیر:

نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در شما را نشان می دهد.

18- پله ها:

نمادی از جاه طلبی است و نشان می دهد که شما میل به صعود و پیشرفت دارید.

 
اختلال تبدیلی یا هیستری چیست؟
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠ : توسط : آرزو بانو

از اونجا که اخیرا یکی از اقوام نچندان نزدیک به کمر درد شدید برای چندمین بار و بدون هیچ دلیل فیزیولوژیکی دچار شده دوست داشتم براتون یه کوچولو بگم علل خیلی بیماری ها که این روزها آخرش به نتیجه عصبی بودن می رسن چیه؟

برای من جالبه که با وجود اینکه همه می دونن بیماری ها جنبه روانی داره ولی وقتی از درمان جسمی نتیجه نمی گیرن دیگه تلاشی برای رفعش نمی کنن که خوب رفع این موضوع نیاز به درمان روانی داره.البته نظر من اینه که پزشکان عزیز هم با وجود اینکه تشخیص می دن که دیگه درمان جسمی کاراریی در مورد این بیماران نداره ولی ارجاعی به روانشناس یا روانپزشک نمی دن.

هیستری در زبان یونانی به معنی رحم سرگردان است که از این جهت که اختلالات تبدیلی بیشتر در زنان و اکثرا در سن یائسگی دیده می شود تصور یونانیان باستان بر این بود که این رحم است که از جا کنده شده و به اعضای بدن می چسبد و تولید درد و... می کند.

در ادامه مطلب براتون اطلاعاتی در این مورد جمع آوری کردم...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معرفی کتاب
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب:انسان در جستجوی معنا

نویسنده:ویکتور فرانکل

ترجمه:دکتر نهضت صالحیان.مهین میلانی

انتشارات:درسا

 

وقتی حالم خوب نباشه بیشتر میرم سراغ کتابام.البته حالمم که خیلی خوبه هم خیلی کتاب می خونم.ولی این کتاب یه چیز دیگه است.اولش که شروع می کنی به خوندن داستان از زندانی شدن فرانکل در زندان آشوییتس نازی ها شروع می شه.از زندانی شدن اینطرف و اونطرف رفتن با قطار و وضعیت بد که نه,وحشتناکی که داشته, مرگ عزیزترین های زندگیش و خلاصه روح آدم خراش برمی داره از این حرفا.

یه وقت متوجه می شی داره برات سوال مطرح می شه این شرایط که روح آدم رو می کشه و بعد جسما نابودش می کنه چطور دو نفر رو زنده نگه داشته و از اون زندان بیرون اومدن؟ بعد فرانکل برات می گه که واقعیت زندگی همینه همش رنج ولی انسان باید پاسخی بده که در شان انسان باشه.

نمی خوام بگم تفکر فرانکل باعث می شه درد نکشیم,نه راستش وقتی می خونم کتابو حتی برای چندمین بار از رنج انسان بازم اشک به چشمم می یاد,اما وقتی کتاب تموم می شه در خودم حس جالبی پیدا می کنم انگار طراوتی در وجودم پیدا می شه, فرانکل معنا درمانگر هست ولی چیزی به عنوان معنا بهت یاد نمی ده بلکه حس زیبایی که با معنا بودن یا در پی معنا بودن داره رو به آدم می ده. مهم نیست معنا چیه مهم اینه که بدون معنا انگار گلدونی شدم که مدتهاست آب نخورده.

پ.ن1:یه بار این کتاب رو بخونید یه چیز متفاوت تجربه می کنید.البته از خوندن فصل اولش که خیلی دردآوره فرار نکنید.

پ.ن2:فرانکل باور داره که شاید شرایط رو ما انتخاب نمی کنیم ولی اینکه در برابر اون شرایط چه برخوردی رو انتخاب کنیم,انتخاب ماست.بیاید یکم بیشتر راجع بهش فکر کنیم.احساس اینکه تسلیم شرایطیم و فقط اماج اتفاقاتیم ما رو بیشتر رنج می ده تا باور نصفه نیمه ی اختیار.

پ.ن3:من خودم استاد نا امیدیم ها,نگید نصیحت کردم... 


 
پیش‌نیاز رابطه زناشویی لذت بخش برای زن، عشق است
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٤ : توسط : آرزو بانو

««تفاوت های جنسی بین زن و مرد به طور طبیعی وجود دارد و این تفاوت ها اختلال نیست بلکه به صورت کاملا طبیعی بین زن و مرد وجود دارد.مهمترین تفاوت جنسی بین زن و مرد تفاوت در ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روابط جنسی زن و شوهر هویت زندگی مشترک
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩ : توسط : آرزو بانو

«زندگی مشترک میان زن و شوهر به دو قسمت داخل بستر و خارج از بسترخواب تقسیم می شود و اگرچه بخش کوچکی از زندگی زن و شوهر شامل داخل بستر می شود اما بسیار با اهمیت است و عامل استحکام، قوام ودوام زندگی است .»
«وقتی صحبت از رابطه جنسی زن و شوهر می کنیم رابطه ای است که توام با عشق و تعهد و پایبندی است و برداشت ما از رابطه جنسی به عنوان  یک رویداد کوتاه مدت نیست بلکه برنامه ای است که اوج آن داخل بستر است و بسیار عمیق و پایداراست و باید به آن توجه زیادی شود چرا که روابط جنسی زن و شوهر هویت زندگی مشترک است و فراتر از کارکردهای یک خانواده است.
«اگر روابط جنسی زن و شوهر اینقدر مهم است ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معرفی کتاب
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب: خیره به خورشید

نویسنده: اروین یالوم

ترجمه : مهدی غبرایی

این کتاب کمی بیان تخصصی داره و درباره غلبه بر هراس مرگ است. این هم مثل کتاب مشهور یالوم( وقتی نیچه گریست) بیان داستان وار داره و برای بچه های روانشناسی باید خیلی جالب باشه ، چون تجارب درمانی خودش رو خیلی زیبا در این کتاب گفته.

تمام عقاید یالوم برای من قابل قبول نیست ولی ایده کلی اون رو وقتی با تفکرات خودم یکی می کنم خیلی ازش لذت می برم. بالاخره یالوم در حیطه روانشناسی برای من یک الگوست و کتاباشو خیلی دوست دارم.

این کتاب رو بعضی که خونده بودن گفتن خوششون نیومد ، ولی من فکر می کنم این خودش به همون دلیل هراس از مرگه بالاخره ما باید با این واقعیت مواجه بشیم پس بهتره ازش فرار نکنیم و حداقل همین یکبار جرات کنیم و راجبهش بخونیم.

امتحانش کنید ضرر نداره.


 
معرفی کتاب
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب: خیره به خورشید

نویسنده: اروین یالوم

ترجمه : مهدی غبرایی

این کتاب کمی بیان تخصصی داره و درباره غلبه بر هراس مرگ است. این هم مثل کتاب مشهور یالوم( وقتی نیچه گریست) بیان داستان وار داره و برای بچه های روانشناسی باید خیلی جالب باشه ، چون تجارب درمانی خودش رو خیلی زیبا در این کتاب گفته.

تمام عقاید یالوم برای من قابل قبول نیست ولی ایده کلی اون رو وقتی با تفکرات خودم یکی می کنم خیلی ازش لذت می برم. بالاخره یالوم در حیطه روانشناسی برای من یک الگوست و کتاباشو خیلی دوست دارم.

این کتاب رو بعضی که خونده بودن گفتن خوششون نیومد ، ولی من فکر می کنم این خودش به همون دلیل هراس از مرگه بالاخره ما باید با این واقعیت مواجه بشیم پس بهتره ازش فرار نکنیم و حداقل همین یکبار جرات کنیم و راجبهش بخونیم.

امتحانش کنید ضرر نداره.


 
چرا IQ در ایران رو به کاهش است؟
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۸ : توسط : آرزو بانو

دکتر شهرام یزدانی , استاد یار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران , در نشریه پزشکی سپید نتایج تحقیقاتی را چاپ کرد که به این نکته اشاره داشت که IQ در ایران بعد از نمونه گیری اخیر انجام شده 84 به دست آمده .این در حالی است که  میزان IQ در جهان 100 است و در کشور هایی مثل ژاپن و کره جنوبی به متوسط 105 رسیده است.

به صورت خلاصه و با بیان ساده باید بگویم که ,این نمودار نرمال نشان دهنده نرم هوش است که نمره 100 می باشد با انحراف معیار 15.یعنی یک انحراف پایین تر -نمره 85 - و یک انحراف بالاتر -نمره 115 - نمرات نرم متوسط جامعه که بیش از 68 در صد افراد جامعه را تشکیل می دهند شامل می شود.

طبق این تعریف که بر اساس تست هوش وکسلر می باشد.زیر نمره 85 افراد کم هوش و بالای 115 افراد باهوش هستند که هر انحراف آن برای خود تعریف و نام گذاری مشخصی دارد.

با این اوصاف ضریب هوشی ایرانیان زیر نمره هوش متوسط جهانی است . یعنی به جای نمره 100 در وسط نمودار نرمال هوش در ایران باید نمره 84 را بگذاریم.این مسئله به هیچ وجه کم اهمیت نیست و بسیار تاسف بار است.

در خلاصه مقاله ای که در ادامه مطلب گذاشتم دکتر شهرام یزدانی به بررسی دلایل این کاهش ضریب هوشی در ایران پرداخته است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تجاوز جنسی گروهی و عوارض آن
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧ : توسط : آرزو بانو

دوستان عزیز با تشکر از استقبال شما از مطلب قبلی, پیرو آن, مطلب زیر رو آوردم که امیدوارم به شما اطلاعات مناسبی بده.با توجه به اینکه مطلب از یک هفته نامه برداشته شده و برای حفظ و امانت داری مطلب دست به خلاصه کردن نزدم .می بخشید.

تجاوز جنسی به زنان شایع است ولی میزان دقیق آن به علت عدم گزارش بیشتر موارد معلوم نیست. به علاوه تعریف این امر در کشورهای گوناگون متفاوت است. برای مثال در برخی کشورها، تماس لمسی بدون دخول یا هرگونه رابطه جنسی با دختران پایین‌تر از سن قانونی (که می‌تواند از 18سال به پایین هم باشد) تجاوز جنسی شناخته می‌شود...در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که آمارهایی در مورد تجاوز جنسی وجود دارد (گرچه به دلایل فوق‌الذکر دقیق نیست)، معلوم شده است که در تجاوز جنسی (با معنای محدودتر دخول آلت مردانه به بدن زن) احتمال گزارش، دستگیری و محکومیت کیفری به صورت چشمگیر مرتبط با موقعیت اجتماعی و نژاد متجاوز و قربانی است. عمده موارد مورد بررسی، به افرادی با زمینه اجتماعی- اقتصادی پایین و سطح نازل تحصیلات مربوط است. بررسی در کشورهای مذکور حاکی از شیوع بیشتر تجاوز جنسی در عصر، تابستان و تعطیلات آخر هفته است. از نظر مکانی، معمولا متجاوزان به محل زندگی قربانی وارد می‌شوند یا به زور یا اغوا او را وادار به رفتن به یک محل امن برای متجاوز می‌کنند.

در جریان یک اعتصاب 23روزه وسایل حمل‌و‌نقل عمومی در تورنتوی کانادا، دیده شد که میزان تجاوز جنسی به زنانی که از روی ناچاری سوار اتومبیل‌های شخصی برای رسیدن به مقصد می‌شدند، 9 برابر شد. پس از پایان اعتصاب، این میزان به صفر رسید. با توجه به عمومیت استفاده از مسافرکش‌های شخصی به‌وسیله زنان و دخترانی که در ایران نمی‌توانند از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند و جرایم متعددی که در این موارد علیه آنان روی می‌دهد و تجاوز جنسی انفرادی یا گروهی فقط یکی از موارد آن است، فراهم آوردن وسایل نقلیه عمومی بیست و چهار ساعته یکی از وظایف مسوولان است.

تفاوت‌های عمده‌ای بین تجاوزهای گروهی و تجاوز منفرد وجود دارد. در تجاوزهای گروهی، موارد زیر قابل اشاره است:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تجاوز به عنف؛ نتیجه نیاز و تحریک جنسی یا خشونت؟
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٩ : توسط : آرزو بانو

در پی رسانه‌ای شدن چند مورد تجاوز به عنفِ گروهی (gang rape)، اظهار نظرهایی از سوی برخی افراد در مورد این تجاوزها، صورت گرفت که نیاز به طرح «علمی» موضوع را، همچون هر مبحث دیگر‌ مطرح نمود...

 در این مختصر تلاش شده به برخی محورهای مرتبط با بحث تجاوز به عنف (rape)،‌ با توجه به منابع علمی موجود (کتب مرجع پزشکی و مقالات منتشر شده در مجلات معتبر علمی بین‌المللی) پرداخته شود.


تعریف تجاوز به عنف

تعریف تجاوز به عنف، به لحاظ قانونی در کشورهای مختلف،‌ متفاوت است اما یکی از تعریف‌های رایج آن در منابع علمی پزشکی، دخول (penetration) اجباری از طریق دهان، ‌واژن یا مقعد است در حالی‌که تهاجم جنسی (sexual assault) به هر‌ گونه تماس جنسی اجباری اطلاق می‌شود. مطابق تعریف ذکر شده، تجاوز می‌تواند هم در مورد زنان و هم در مورد مردان رخ دهد. تجاوز برخلاف میل و توافق قربانی رخ می‌دهد، خواه غلبه بر میل او با تهدید به اعمال زور صورت گیرد و خواه به کمک دارو یا مواد مسموم‌کننده. همچنین هنگامی‌که به‌دلیل نقائص عقلانی، قربانی قادر به قضاوت منطقی نبوده و یا سنش پایین‌تر از سن اختیاری رضایت (که در قوانین کشورهای مختلف، متفاوت و عموما بین 14 تا 21 سال متغیر است)،‌ باشد، تجاوز رخ داده است.


ماهیت تجاوز به عنف

 در بسیاری از منابع علمی تصریح شده است ....


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بی تفاوتی اجتماعی
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳ : توسط : آرزو بانو

چند روز پیش جهت یک آزمایش ساده خون رفته بودم یک سرنگ کوچک خون ازم بگیرن.وقتی کار آقای آزمایشگاهی تموم شد و اومدم بیرون مامانم گفت : خوبی چیزی نمی خوای؟ منم حالم خوب بود گفتم نه.

رفتیم جلوی در آسانسور و سوار شدیم ,نزدیک در آسانسور ایستادم و به آهنگ آن شرلی گوش می دادم.یکم چشمام سیاهی می رفت , با خودم گفتم زودتر برسیم پایین برم رو نیمکتا دراز بکشم, بعد یه صداهای قرچ و قروچی پیچید تو سرم , یه حس بی وزنی داشتم انگار داشتم پرت می شدم,همین طور داشتم فکر می کردم کجام و چی شده که صدای مامانم اومد: آرزو....آرزو....منو می بینی؟ آرزو...

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
Menstruation
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢ : توسط : آرزو بانو

پدیده بلوغ در همه افراد به هنجار اتفاق می افتد. این پدیده تفاوت های عمده ای بین دخترها و پسرها دارد و اساسا تفاوتهای ظاهری و خلقی دو جنس را ایجاد می کند.در خانم ها اصلی ترین اتفاق که نماد بلوغ کامل است عادت ماهیانه , پریودی , قاعدگی و یا رگل شدن نامیده می شود.

این فرایند به صورت نرمال هر ماه به مدت 5 تا 10 روز اتفاق می افتد که به همراه خود علاوه بر دردهای جسمانی با تغییراتی که در هرمون ها ایجاد می شود تغییراتی درخلق و خوی خانم ها هم ایجاد می شود.البته طیف این تغییرات خیلی وسیع است و از فرد به فرد و زمان به زمان متفاوت است.مثلا یک فرد ممکن است تجربه متفاوتی در دوره قاعدگی پیش و پس از ازدواج خود داشته باشد, یا در شرایط استرس آمیز شاهد قطع یا شدت زیاد خونریزی باشد.

قصد من از مطرح کردن این موضوع این بود که گوشزد کنم این فرایند طبیعی در خانم ها که زمینه ساز حس زیبای مادر شدن هست نیاز به شناخت اساسی دارد.چه خانم هایی که هر ماه این تجربه را دارند چه آقایانی که به هر عنوان با خانم ها در ارتباطند باید آگاهی کافی از تغییراتی که مخصوصا در خلق خانم ها ایجاد می شود داشته باشند.گاهی با کمی همدلی می توان از خیلی دعواها و سوبرداشت هایی که در این دوران اتفاق می افتد جلو گیری کرد.

من در ادامه مطلب برای شما اطلاعات کلی درباره عادت ماهیانه گذاشتم.اما با وجود این هر کس  از این دوران تجربه منحصر به فردی داره , پس بهترین منبع در این باب خود خانم ها هستند.شاید این موضوع هم از تابوهاست و حرف زدن دربارش سخت و همراه با خجالت باشه ,اما اطمینان می دم که آگاهی در این باره تاثیر مثبتی در روابط با خانم ها دارد,مخصوصا برای همسرها.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شب آرزوها
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٩ : توسط : آرزو بانو

امشب شب آرزوها بود.یه جورایی شبه منه دیگه.

 چند ساله که به همه اس ام اس می زنم و آرزوشون رو تو این شب می پرسم.جالبه که آرزوهایی که از روی عادت و شعار گفته نمی شه وروش خوب فکر شده عمق وجود آدم ها رو نشون می ده، امیال و آرزوها لایه های نهانی وجود ماست،لذت می برم از این شب از این که بقیه رو با سوالم به فکر وا می دارم و خودم هم به درونم خیلی فکر می کنم.

اینکه بهونه ای پیدا می شه که به خودمون فکر کنیم با خودمون بگیم واقعا چی می خوایم برای چی داریم تلاش می کنیم و این حس رو داشته باشیم که سال دیگه این موقع دلمون می خواد چی بدست آورده باشیم خیلی جالبه.

من آرزوی تمام کسایی که بهم جواب دادن رو تو دفترم نوشتم،گاهی توی سال یا بعدتر می فهمم که اونا به آرزوشون رسیدن وقتی بهشون می گم خیلی ها یادشون نیست که این اتفاق تو زندگیشون آرزویی بوده که به من گفتن.آره ما خیلی وقتها به آرزوهامون می رسیم اما اون موقع یادمون رفته که یه وقت آرزوی اون رو داشتیم.

پس بیاید خوب به آرزوهامون فکر کنیم، ببینیم واقعا چی می خوایم و مهمتر از اون اینکه یادمون نره چی می خوایم اینطوری تمام قدمهامون در مسیر رسیدن به آرزومونه و اگر خوب نگاه کنیم می فهمیم که برای رسیدن به آرزومون بخشی از راه رو رفتیم و وقتی بهش می رسیم راحت از کنارش نمی گذریم و قدرش رو خیلی خوب می دونیم.

حالا بیاید به آرزوها جدی فکر کنیم.آرزوها می تونن دست یافتنی باشن،این دست ماست.

پ.ن:آرزوی امسال شما چیه؟

پ.ن:امشب آرزو می کنم که آرزوهایتان آرزو نماند.

پ.ن:امشب حس زیبایی دارم. می دونم که کسی امشب رو کنار کعبه به یادم بوده.خدایا این حال وهوای امشبم رو خیلی دوست دارم.


 
معرفی کتاب
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱ : توسط : آرزو بانو

نام کتاب: انسان در جستجوی خویشتن

نویسنده: رولو می

متزجم: دکتر سید مهدی ثریا

نشر: دانژه

رولومی یکی از روانشناسان و روانکاوان برجسته است.تو این کتاب پس از بررسی گرفتاری های زمان ما ، تنهایی و دلهره انسان امروز  ، موانع و آفات راه "خود شدن" را می کاود و خواننده رابه خود وکشف مجدد خویشتن فرا می خواند.

هدفهای انسجام و یکپارچگی ، وجدان خلاق، جرات خود بودن، نقش دین و پیشگفتاری بر عشق از جمله مطالب متنوع و تامل بر انگیز این کتاب است.

باید بگم هر پارگراف از این کتاب روچندین بار خوندم و چنان زیبا ست که حس وجد از بیان زیبای مطالب به آدم دست می ده. حتما این کتاب رو بخونید چالش زیبا و جدیدی در زندگیتون ایجاد می کنه.متن اندکی فلسفی شاید باشه ولی همین باعث  می شه بیشتر تاثیر گذار باشه. این کتاب رو از دست ندید.

پ.ن: چنگ در دامن دلدار زدم دوش به خواب          دستم اندر دل خود بود چو بیدار شدم


 
عزا
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥ : توسط : آرزو بانو

گاهی یکی می میره . فکر می کنی اصلا خوشحال شدی که مرد ولی وقتی می ری مراسمش....

یه عده همون جلو نشستن و خودشونو می زنن و زار زار می کنن.یه عده می شینن تا ازشون پذیرایی بشه ، جالا ۶ تا سینی حلوا و چایی و خرما و میکادو و آبمیوه و قند ببر و بیار. اکثرا هم نمی خورن.

یه عده هم که اصلا معلوم نیست چه کاره هستن دائم گریه می کنن و میان تو دستشویی می خندن و تجدید میکاپ می کنن؟؟؟!!!

نمی دونم واقعا این مراسم عزا اینقدر طولانی و پر آب و تاب لازمه؟قطعا باید سوگواری کرد این بخشی از سلامت روانه ولی فکر نمی کنم این مراسم برای سوگواری باشه چون صاحب عزا بیشتر از عزیز از دست دادش به خرما و حلوای مراسم و مهمون هایی که باید هفتم دعوت کنه فکر می کنه.

پ.ن:خوب دوستان می بخشید که فرصت سر زدن به اینجا رو ندارم. امتحان دارم و کلا سرم به خاطر بعضی مسائل خیلی شلوغه، اگر موقع دعاهاتون یادی از من کردید خیلی محتاج دعام. زندگی داره بپر بپر می کنه ولی انشالله که خیره.

به زودی میام و یه کتاب عالی هم می خوام معرفی کنم که خیلی خیلی تحول بر انگیزه.


 
این متن برای موفقیت شما تهیه شده است
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸ : توسط : آرزو بانو

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما تهیه شده است و تا بحال ۱۰ بار در سرتاسر جهان ارسال گردیده است و بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت می کنید.
 



به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.

با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.

همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.

وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.

قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.

به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید.

مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

عمیقاً و با احساس عشق بورزید.

ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.

در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.

مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.

آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.

وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.

وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .

وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.

این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.

وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.

وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.

زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند


 
معرفی کتاب
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٦ : توسط : آرزو بانو

اولین کتابای سال ٩٠ رو دیروز خریدم. خواستم به شما هم معرفی کنم چون بسیار کتاب های عالی ای هستند.

سفر عشق- نویسنده باربارا دی آنجلس-ترجمه هادی ابراهیمی- انتشارات نسل نو اندیش

اعتماد به نفس- نویسنده باربارا دی آنجلس-ترجمه هادی ابراهیمی- انتشارات نسل نو اندیش

لحظه های ناب برای عشاق- نویسنده باربارا دی آنجلس- ترجمه هادی ابراهیمی- انتشارات نسل نو اندیش

زنان خوب به آسمان ها می روند , زنان بد به همه جا-اوته ار هارت-پدرام پورنگ-انتشارات نسل نو اندیش


 
آیا شما واقعا” عاشقید ؟! – ۲۰ راه برای تشخیص عشق واقعی
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٧ : توسط : آرزو بانو

گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ، در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید . مطمئنا” در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا” عاشق هستید یا … ؟!:
یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!
۱-با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید .
۲-در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .
۳-وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند.
۴-از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید.
۵-با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.
۶- روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد.
۷-از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !
۸-همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.
۹-در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا” استقلال شخصی خود را از دست داده باشید!
۱۰- در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.
۱۱- با هم گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.
۱۲- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است .
۱۳- احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.
۱۴- با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید .
۱۵ – عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.
۱۶- نا خود آگاه احساسات و عواطف جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و خیال هر دو طرف بابت عدم وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است .
۱۷- همیشه در دسترس هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.
۱۸- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند .
۱۹- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است .
۲۰- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید.
امیدورایم پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید .

ghoory.com


 
بفرمایید شام!
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ : توسط : آرزو بانو

چندین بار تو برنامه «جواب» رها در جواب سوال خیلی ها که از منابع درآمد شبکه من و تو پرسیده بودن گفت , از تبلیغات تامین میشه اما باورش برای من یکی سخته که دو تا شبکه با این کیفیت پشتیبان درست و حسابی نداشته باشه.

در هر حال از هرجا این شبکه داره آب و نون می خوره نمی شه انکار کرد که خیلی تاپه, تمام برنامه هاش مخصوصا مستندهای من وتو ٢ تکن. من که نمی تونم ازشون بگذرم.

اون برنامه ای که حتما نگاهش می کنم «بفرمایید شام» هست. اول برام جالب بود که غذاهای مختلفی درست می کنن و می شه یاد گرفت ولی کم کم برام نکات جالب تری توش مطرح شد.

اول از همه سبک زندگی ایرانی هایی که اونجا زندگی می کنن. بعضی چه خوبی ها از مردم انگلیس یاد گرفتن و زندگیشون رو بهبود دادن و بعضی به سمت منفی های اونها رفتن و به جز ظاهر چیزی درشون عوض نشده.

بعد چیزی که برام خیلی جالب بود خود آدمهاست. تو این چهار شب خیلی زیبا آدم ها واقعیت خودشون رو نشون می دن . مطرح بودن پول باعث می شه رفتارهای عجیبی از آدم ها ببینی. یکی که خودشو جلو بقیه خوب نشون می ده و بعد نمره کم می ده که خودش ببره یا وقتی پشت صحنه حرف می زنه چیزایی می گه ١٨٠ درجه متفاوت. کسایی که صادقانه برخورد می کنن و قصد اذیت کسی رو ندارن . کسایی غرورشون باعث می شه چقدر بقیه رو عذاب بدن و حتی غرور و خودشیفتگیشون باعث شده تو این مسابقه شرکت کنن که به سه نفر دیگه ثابت کنن چقدر برترن .

خلاصه اگه تا حالا این برنامه رو ندیدین و یا می دیدین توصیه می کنم از این بعد نگاهش کنید واقعا خودمونیم چندتا از این ویژگی های بدی که تو این آدما می بینیم خودمونم داریم؟


 
معرفی کتاب
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤ : توسط : آرزو بانو

دوستان عزیزم سلام ,

از زمانی که مطلب مربوط به تابو رو نوشتم و قول دادم در این باره برای شما کتاب معرفی کنم, دنبال کتاب بودم و متوجه شدم جز چند کتاب محدود که تو داروخانه ها پیدا کردم خیلی کتابی نیست و بعضی کتاب ها که در این زمینه قبلا چاپ شده بود دیگه چاپ نمی شه.

از جمله کتاب هایی که من پسندیدم کتاب های نویسنده آمریکایی «باربارا دی آنجلس » است. من خیلی از کتاب های ایشون رو خوندم, می تونم بگم از معدود کتاب هاییه که جهت گیری فرهنگی خاصی نداره و بی طرفانه و کاربردی نوشته شده, مثال های زیادی داره که به فهم مطلب کمک می کنه.

«رازهایی درباره مردان»,«رازهایی درباره زنان»,«آیا تو آن گمشده من هستی؟» سه کتابی است که در بخشهای پایانی کتاب راجع به روابط جنسی اطلاعات خوبی در اختیار ما میگذاره , البته بخش های اولش هم قطعا در رابطه ما در ابعاد دیگه کمک خواهد کرد. دکتر دی آنجلس از تجربه چندین سالش در مشاوره های زناشویی استفاده کرده و این کتب حاصل این تجربه است و اگر بدون سوگیری کتاب رو در زمان  مناسب خودش و با تامل بخونیم مطمئنا در برقراری رابطه زیباتر به ما کمک میکنه.

دکتر مجد یکی از روانشناسان به نام کشور خودمون هم کتابی در این زمینه دارند به نام«اصول اولیه در برقراری یک رابطه جنسی سالم» که به نظرم کتاب خوبی اومد. که در اصل بخشی از کنفرانس سکس نرمال در بیمارستان میلاد تهران است.

البته کتاب هایی که در این زمینه نسبتا زیاده معمولا کتاب هایه که جنبه مذهبی داره, البته کتاب های خوبین ولی اشکالش اینه که مشکلات رو بررسی نمی کنه و بیشتر جنبه آرمانی داره.از این جهت من کتاب های بالا معرفی کردم.

باز هم اگر کتاب مناسبی در این زمینه به چشمم خورد معرفی می کنم.شما هم اگر کتاب و مطلب مناسبی دارید برای من بفرستید یا در وبلاگتون به اشتراک بذارید . از همتون متشکرم ازم برای طرح این مسئله پشتیبانی کردید.

موفق و موید باشید دوستان.


 
sex
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٦ : توسط : آرزو بانو

خانم ها وقتی با هم می شینن به حرف زدن شاید در وهله اول به نظر حرفهای خاله زنکی می زنن و خوب خوشایند خیلی ها نیست، منم از جمله کسایی هستم که از حرفهای بی هدف اینطوری خوشم نمیاد. دیشب از اونجا که در یک مجلس زنانه بودم در جمع خانوم ها از این دست سخنرانی ها صورت گرفته بود. شاید برای اولین بار بود که به خودم زحمت دادم به حرفاشون گوش بدم.

می دونید اول به نظرم رسید احمقانه است ولی وقتی دقت بیشتری کردم دیدم چقدر رنجهای روابطشون رو تو شوخی و جکها سعی می کنن بیان کنن.چیزهایی که تابو محسوب می شه.

تابو یا پَرهیزه آن دسته از رفتارها، گفتارها یا امور اجتماعی است که بر طبق رسم و آیین یا مذهب، ممنوع و نکوهش‌پذیر است. برای نمونه نام بردن از اندام تناسلی در محافل رسمی در بسیاری از اقوام جهان یک تابو است.

واژه تابو از زبان تونگا که یکی از زبان‌های پلی‌نزی است وام گرفته شده.

زیگموند فروید معتقد است که تابوها کهن‌ترین مجموعهٔ قوانین بشری‌اند و اقدامات منع شده در تابوها و قوانین ,اقداماتی هستند که بسیاری از انسان‌ها تمایل طبیعی به انجام دادن آنها دارند .او با بهره‌گیری از تجربیاتی که در زمینهٔ روانکاوی دارد به مشابهت‌هایی میان رسم‌های تابویی و عوارض بیماری روانی وسواس پی می‌برد و بر این پایه می‌گوید که تابوها در آغاز از ممنوع شدن تمنیات و اعمال غریزی -ممنوعیت‌هایی که نسل پیشین انسان‌های اولیه با خشونت تمام بر نسل بعدی تحمیل کرده است - پا گرفته‌اند .این فرضیه روشن می‌کند که چرا انسان در قبال آنچه تابو ممنوع ساخته است ایستاری دو پهلو دارد .چه به طور غریزی انسان پس از تحمیل شدن تابو ,ناخودآگاه سودایی خوش‌تر از زیر پا گذاشتن تابو ندارد .آن قدرت جادویی که انسان برای تابو قائل است و کشش و گیرایی تابو همه حاصل وسوسه‌انگیزی آن و نیز ظرفیتی است که تابو برای برانگیختن کششهای غریزی و ناخودآگاه انسان دارد .از همین رو, برای محترم ماندن تابو به مقاومت آگاهانه فوق‌العاده‌ای نیاز است که خود از قداست تابو, تأکید مکرر بر زیر پا گذاشتن آن و نیز کیفر شدیدی که برای نقض‌کنندگان آن در نظر گرفته شده است مایه می‌گیرد .

فروید اعتقاد دارد که در آغاز ,تابوها از طریق پدر و مادر و مراجع اجتماعی منتقل شده‌اند ولی این امکان وجود دارد که در نسل‌های بعد به عنوان یک استعداد روانی موروثی , شکلی «سازمان‌یافته» پیدا کنند .

ظاهراٌ کهن‌ترین و مهم‌ترین تابوها این دو قانون بنیادین توتم‌باوری است :«حیوان توتم را نباید کشت و با افرادی از جنس مخالف و از توتم مشترک نباید روابط جنسی برقرار کرد».(ویکی پدیا).

یکی از تابوهای کشور ما روابط جنسی است.تمام مدتی که ازدواح نکردیم مخصوصا در سنین نوجوانی از اونجا که این مقوله برای همه جاذبه داره دنبال این هستیم که راجع بهش بدونیم ولی اشکال اینجاست که چون این مسئله تابو محسوب می شه کسی به خودش زحمت پاسخگویی به ما رو نمی ده و از دوست و رفیق و تصور و تخیل و تازه اگه خوش شانس باشیم ممکنه کتابی که خودش گرفتار سانسوره گیر بیاریم و راجع بهش بخونیم؛ خودتون به یاد بیارید که اولین بار راجع به روابط جنسی چطور آگاهی پیدا کردید؟

این مسئله با کژ فهمی ادامه پیدا می کنه تا وقتی که ازدواج کنیم یا به هر نحو در رابطه جنسی قرار بگیریم.خوب قراره در تنهایی من و جنس مخالفم چه اتفاقی بیوفته؟ کسی هیچ وقت هیچ پاسخی به من نداده. من گرفتار اطلاعات ناقص و اکثر اوقات غلط دوستانم هستم. اونقدر این رابطه رو برای خودم تصور کردم و گاهی خوابش رو دیدم که نمی دونم الآن واقعیته یا تخیل؟؟؟

من فکر می کردم این مشکل بیشتر راجع به خانوم هاست اما این درک اشتباه در مورد آقایون هم تاثیرات منفی زیادی داره. اصولا دلیل اصلی رابطه جنسی فراموش می شه. این رابطه یکی از غرایز ماست و بیشترین لذت رو در خودش داره به علاوه در رابطه زناشویی پایه محسوب می شه و به قول دکتر دی.آنجلس مینیاتور روابط زناشویی است اما به صورت ناخودآگاه خیلی ها این رابطه رو فقط راه بچه دار شدن می دونند و اکثر اوقات به چشم وظیفه بهش نگاه می کنن.

گاهی آنقدر گرفتار افسانه های اکثرا منفی در این باره می شویم که فراموش می کنیم احساس واقعی ما نسبت به رابطه چیست و حتی خودمون هم باور می کنیم که ابزار هستیم برای هدفی افسانه ای در صورتی که در رابطه هر دو طرف هدفند نه یک طرف خاص و نه چیزی خارج از این دونفر.

علاوه بر عدم آگاهی اختلالات زیادی هم در این زمینه وجود داره که اکثر اونها با مراجعه به دکتر یا روانشناس به راحتی قابل حله ولی مسئله تابو باعث می شه حتی گاهی عدم ارضا در رابطه رو به شریک جنسی خودمون هم نگیم ، یا به سردی روابط برسیم و یا همیشه این رابطه رو به صورت وظیفه ادامه بدیم.

مطلب طولانی میشه اگر بخوام خیلی ریز حرف بزنم ولی احتمالا باز هم در این باره مطالبی خواهم گذاشت. هدف کلی من از این مطلب این بود که منتظر نمانیم که اطلاعات به ما برسد یا با تجربه به آن پی ببریم . برای رابطه ها باید تلاش کرد و رابطه جنسی مهمترین رابطه ی زندگی ماست پس برایش مطالعه کنیم ، از افراد متخصص کمک بخواهیم و به شریک جنسی خود اعتماد کنیم ، او بهتر از هر کس دیگر می تواند در بهبود رابطه به ما کمک کند.

سعی می کنم در پست های آینده در این رابطه کتاب معرفی کنم  .


 
narcissism
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ : توسط : آرزو بانو

به تازگی خواندم که می شود بیماری نارسیسیم را در ام آر آی شناسایی کرد. این بیماری که در رده اختلالات شخصیت قرار می گیرد تا پیش از این از طریق مصاحبه قابل شناسایی بود . اما حالا از طریق ام آر آی می شود بدون مقاومت های شخص حین مصاحبه تشخیص داد.

در روان‌شناسی خودشیفتگی یا نارسیسیسم بیانگر عشق افراطی به خود و تکیه بر خود انگاشته های درونی است. نارسیسم از ریشه لغت یونانی‌شدهٔ نارسیس (نرگس، اسطوره ی نارسیسیوس) گرفته شده‌است. نارسیس یا نرگس , مرد جوان خوب چهره‌ای بوده که از عشق اکو دوری کرده‌است و برای همین محکوم به عشق ورزیدن به انعکاس چهره خود در یک استخر آب می‌شود . نام گل نرگس برگرفته شده از این افسانه است, نارسیس وقتی به عشق خود (چهره انعکاس یافته خود) نمی‌رسد, آنقدر حزن آلود و غمگین بر لب چشمه می‌نشیند تا تبدیل به گل می‌شود.

به طور کلی بعضی خودشیفتگی را حالتی توصیف می کنند که فرد هر عملی را که انجام می دهد در راستای ارضا نیازهای درونی خودش است و اصولا هیچ علاقه درونی به دیگران ندارد, و در ارتباط با دیگر افراد به فکر منافع شخصی هستند . خیلی از این افراد حتی دچار نوعی اختلالات جنسی هستند که در پی حس تسلط بر شریک جنسی به وجود میاید , یا اصلا توان رابطه با دیگری را از دست می دهند و مشغول خودارضائی می شوند.

اما چیزی که انواع اختلالات شخصیت را برای افراد جامعه زیانبار می کند این است که این افراد در خلوت و تنهایی خودشان به سر نمی برند. مخصوصا افراد خودشیفته که به اشتباه افرادی با اعتماد به نفس بالا و بسیار توانا در مدیریت به نظر میایند. غافل از اینکه این افراد ادعای اعتماد به نفس بالا دارند و اینکه خودشان را خالی از هرنوع عیبی می دانند خود به دلیل کمی اعتماد به نفس است, در واقع از این طریق به ترس خود از ناتوانی سرپوش می گذارند. و به علاوه مدیریت خوب آنها به دلیل عطش رسیدن به قدرت برای ارضا نیاز دوست داشته شدن است .

بله این افراد از شانه های دیگران برای بالا رفتن و در راس قرار گرفتن استفاده می کنند و تمام تلاش خود را می کنند که بهترین و خاصترین به نظر بیایند. کارهای دشوار و پر ریسک انجام می دهند. سعی می کنند در زمانی کوتاهتر از دیگران به نتیجه برسند.در دیدگاه آنها همه چیز آسان است و دیگران از روی نفهمی موضوع را دشوار تلقی می کنند.

متاسفانه این افراد به علت جبر بیمارگونی که در خود برای برتر بودن می بینند تلاش زیادی برای به قدرت رسیدن می کنند,تاریخ می تواند افرادی چون اسکندر مقدونی , ژولیوس سزار , کلوئوپاترا ملکه مصر , چنگیز خان , هیتلر و... را برای ما نام ببرد که رنج ناشی از این اختلال باعث جنایات متعدد آنها شد و تلاش بی حد آنها قدرتی را در پی داشت که تنها مردم خسارات آن را پرداختند.

بحث تنها بر سر حاکمان که بیشترین قدرت را دارند نیست بلکه هر شخص در همان محدوده قدرت خود می تواند تاثیرات منفی این اختلال را نشان دهند, برای مثال می توانید تصور کنید یک خواننده خودشیفته چطور ترانه هایی می خواند؟ بله همه در وصف خودش و ویژگی هایش, یا در کلاس درسی که معلم آن دچار خودشیفتگی است چه اتفاقی می افتد؟این معلم در پی اعمال قدرت است و ممکن است به هر کاری دست بزند , از پاسخ بی اساس دادن به سوالاتی که بلد نیست تا تنبیه شاگردانش.

بر اساس تحقیقی که دکتر شاملو در زمان حیات خود بر روی مردم ایران انجام داد , شایعترین اختلال شخصیت در ایران نارسیسیم یا خودشیفتگی بود, این یعنی ما در معرض پذیرش این بیماری به صورت نرم هستیم , یا خودمان به جمع خودشیفتگان پیوستیم و یا به هر دلیل تابع افکار بزرگ منشانه ی خودشیفته ها هستیم.

علم روانشناسی خدمات زیادی در باب تشخیص و درمان اختلالات شخصیت در اختیار انسان ها گذاشته است .این اختلالات در صورتی که شناسایی نشوند و مخصوصا در قدرت قرار گیرند هزینه های زیادی را بر جامعه تحمیل می کند از این رو امیدوارم روزی برسد که به این علم حداقل در زمینه انتخاب افرادی که قصد داریم قدرت را به آنها بسپاریم اعتماد کنیم و از دستاوردهای آن نه تنها برای کم کردن هزینه ها بلکه برای پیشرفت روز افزون بهره ببریم.


 
راه فرار
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٧ : توسط : آرزو بانو

اون روز تو عروسی دیدمش ,گفتم: آزمون سنجش اولی رو چه کار کردی؟ سرشو گرفت بین دستاش و گفت هیچی بابا یازده هزار شد , خیلی بد زده بودم .... این جوری عمرا پزشکی قبول بشم.

تو دلم گفتم با اوضاع خونتون حقم داری. بعد گفتم: الان خونتون چه خبره؟ بی تفاوت شونه هاشو انداخت بالا و گفت : هیچی بابام داره طبقه پایین بنایی می کنه از ۶ صبح تا ۶ شب بنا داریم تو خونه  ما هم رفتیم طبقه بالا خونه مامانم.

مامانش برای در آوردن خرج خودش منشی یه شرکت شده و با این راه دور صبح که می ره تا شب بر نمی گرده. خوب پس بالا می شه درس خوند؟ باید بشه دیگه چاره چیه ؟مامانم که یا نیست یا هم وقتی هست چون بابام قیم ماست نه کاری واسمون می کنه نه چیزی می خره واسه همین خودم باید غذا درست کنم و خرید کنم و ظرفا و باقی کارای خونه با منه.

خواهر کوچیکش یه  صندلی اونورتر نشسته بود و داشت شیرینی می خورد  , دیگه اونقدر چاق شده که بی شباهت به بچه های سندرم داون نیست . با ابرو بهش اشاره کردم و گفتم: چرا بهت کمک نمی کنه؟ با حرص نگاهی بهش انداخت و گفت: اییییین؟ این اگه کار واسم درست نکنه کلی لطف کرده. گاهی می گیرمش یه گوشه خوب می چلونمش که دادش در بیاد بره پیش بابام ,هر چند این جوری یه دعوای اساسی راه می یوفته. 

حسادت تو چشماش موج می زد , از همون بچگی همیشه اون واسه باباش یه چیز دیگه بود.گفتم: مامانت هیچی بهش نمی گه ؟

مامانش رفته بود آرایشگاه و آرایش غلیظی کرده بود نشسته بود یه میز اونطرف تر از ما بهش نگاه کرد و گفت: اون که نمی تونه باهاش در گیر بشه اگر هم چیزی بگه که باز دعوا میشه , از و قتی هم که طلاق گرفتن که زود بابام می گه : می خوای بریم بچه ها رو بکنم به عهده خودت؟

گفتم: مامانت هنوز نمی تونه این کارو بکنه؟ به مامانش نگاه می کرد , انگار هم دلش براش می سوخت و هم از دستش ناراحت بود . گفت: نه , اگه پولی داشت که تو این خونه با بابام نمی موند می رفت .

گفتم : خوب نمی شه اونجا رو بده اجاره ؟ خودشم یه جای دیگه اجاره کنه؟ گفت: نه تو اون شهرک کی خونه اجاره می کنه اونقدر ارزون هست که اگر کسی مغز خر خورده باشه و بخواد بیاد اونجا می ره یکی می خرده , بعدم با پول اجاره اونجا کجا بره خونه اجاره کنه؟ البته خودش می گه به خاطر ما مونده ولی...

کلی براش از تست زنی گفتم وزمان بندی تو کنکور.با خودم می گفتم پزشکی که نه ولی هر چی قبول بشی امیدوارم بتونه از این خونه خلاصت کنه. واقعا اگه من جای تو بودم چکار می کردم؟