نام کتاب: تضادهای درونی ما
نویسنده: کارن هورنای
ترجمه:محمد جعفر مصفا
انتشارات: بهجت

بذارید با خودمون صادق باشیم, این بار از خودمون شروع کنیم, چقدر اخلاقهایی داریم که باعث عذاب اول خودمون و بعد بقیه می شه و برای این خلقها دلیل و منطق میاریم ؟ شاید اونقدر این خلقها یا به قول هورنای تضادهای عصبی برای همه تو جامعه ما عادی شده که اگر کسی غیر از اون یا درواقع با خلق سالم عمل کنه فکر می کنیم اون مشکل داره؟
تضادهای زیادی در این کتاب بررسی شده و اولین تضاد عصبی ’’مهرطلبی’’ است, که طبق تحقیقات بیشترین فراوانی رو در جامعه ما داره. فردی رو تصور کنید که خودش رو علیرغم هر اونچه که داره بی چاره تصور می کنه , ارزش خودش رو منوط به نظر دیگران می دونه,احتیاج داره خوب به نظر بیاد, تظاهر به رئوف بودن می کنه , تظاهر به دوست داشتن دیگران می کنه, از خودگذشتگی و شکست نفسی بیش از حد داره و یا تصورش اینه که تا حالا کشف نشده و باید کشی پیدا بشه که دیوانه وار عاشقش بشه تا از زندگی لذت ببره و رابطه جنسی براش ارزش عجیبی داره.
شاید فکر کنید نه من که اینطوری نیستم, ولی باید بگم این افکار و اعمال حاصل ازش چنان در ناخودآگاه ما فرو رفته که سخته بپذیریم که این اخلاقیات ما اشکال داره . در واقع چنان ریشه در تربیت کودکی و فرهنگ ما داره که به نظرمون نرمال میاد. اما در این کتاب هورنای که پیروی مکتب روانکاوی و فرویدن است سعی داره مارو آگاه کنه و دلیل این تضاد عصبی که برای ما عذاب آوره رو بگه تا هم خودمون چاره برای تغییر خودمون بیاندیشیم و هم نسل بعد که مسئولش هستیم کمتر درگیر این مشکلات کنیم.
پیشنهاد می کنم این کتاب رو بخونید , بیشتر از 170 صفحه نیست و زبان ساده ای داره.البته یادمون نره همیشه اول خودمون رو قضاوت کنیم.
پ.ن1:اصغر فرهادی اسکار رو هم درنوردید, افتخار جایزه به کنار حرفاش اشک به چشمم آورد.
پ.ن2:دیشب اول سراه راهنمایی تو صف بستنی شاد بودم, بنده خدا داشت برگه اسم و رسم یه بنده خدایی رو مداد ولی تو مدتی که اونجا بودم یک نفرم ازش برگه نگرفت... خوب چرا سرمایه به باد می دید؟ اسماشون رو اعلام می کردید می رفتن حقوقشون رو می گرفتن ماه به ماه دیگه. شما که به ما کار ندارید ما هم به شما...