خانم ها وقتی با هم می شینن به حرف زدن شاید در وهله اول به نظر حرفهای خاله زنکی می زنن و خوب خوشایند خیلی ها نیست، منم از جمله کسایی هستم که از حرفهای بی هدف اینطوری خوشم نمیاد. دیشب از اونجا که در یک مجلس زنانه بودم در جمع خانوم ها از این دست سخنرانی ها صورت گرفته بود. شاید برای اولین بار بود که به خودم زحمت دادم به حرفاشون گوش بدم.
می دونید اول به نظرم رسید احمقانه است ولی وقتی دقت بیشتری کردم دیدم چقدر رنجهای روابطشون رو تو شوخی و جکها سعی می کنن بیان کنن.چیزهایی که تابو محسوب می شه.
تابو یا پَرهیزه آن دسته از رفتارها، گفتارها یا امور اجتماعی است که بر طبق رسم و آیین یا مذهب، ممنوع و نکوهشپذیر است. برای نمونه نام بردن از اندام تناسلی در محافل رسمی در بسیاری از اقوام جهان یک تابو است.
واژه تابو از زبان تونگا که یکی از زبانهای پلینزی است وام گرفته شده.
زیگموند فروید معتقد است که تابوها کهنترین مجموعهٔ قوانین بشریاند و اقدامات منع شده در تابوها و قوانین ,اقداماتی هستند که بسیاری از انسانها تمایل طبیعی به انجام دادن آنها دارند .او با بهرهگیری از تجربیاتی که در زمینهٔ روانکاوی دارد به مشابهتهایی میان رسمهای تابویی و عوارض بیماری روانی وسواس پی میبرد و بر این پایه میگوید که تابوها در آغاز از ممنوع شدن تمنیات و اعمال غریزی -ممنوعیتهایی که نسل پیشین انسانهای اولیه با خشونت تمام بر نسل بعدی تحمیل کرده است - پا گرفتهاند .این فرضیه روشن میکند که چرا انسان در قبال آنچه تابو ممنوع ساخته است ایستاری دو پهلو دارد .چه به طور غریزی انسان پس از تحمیل شدن تابو ,ناخودآگاه سودایی خوشتر از زیر پا گذاشتن تابو ندارد .آن قدرت جادویی که انسان برای تابو قائل است و کشش و گیرایی تابو همه حاصل وسوسهانگیزی آن و نیز ظرفیتی است که تابو برای برانگیختن کششهای غریزی و ناخودآگاه انسان دارد .از همین رو, برای محترم ماندن تابو به مقاومت آگاهانه فوقالعادهای نیاز است که خود از قداست تابو, تأکید مکرر بر زیر پا گذاشتن آن و نیز کیفر شدیدی که برای نقضکنندگان آن در نظر گرفته شده است مایه میگیرد .
فروید اعتقاد دارد که در آغاز ,تابوها از طریق پدر و مادر و مراجع اجتماعی منتقل شدهاند ولی این امکان وجود دارد که در نسلهای بعد به عنوان یک استعداد روانی موروثی , شکلی «سازمانیافته» پیدا کنند .
ظاهراٌ کهنترین و مهمترین تابوها این دو قانون بنیادین توتمباوری است :«حیوان توتم را نباید کشت و با افرادی از جنس مخالف و از توتم مشترک نباید روابط جنسی برقرار کرد».(ویکی پدیا).

یکی از تابوهای کشور ما روابط جنسی است.تمام مدتی که ازدواح نکردیم مخصوصا در سنین نوجوانی از اونجا که این مقوله برای همه جاذبه داره دنبال این هستیم که راجع بهش بدونیم ولی اشکال اینجاست که چون این مسئله تابو محسوب می شه کسی به خودش زحمت پاسخگویی به ما رو نمی ده و از دوست و رفیق و تصور و تخیل و تازه اگه خوش شانس باشیم ممکنه کتابی که خودش گرفتار سانسوره گیر بیاریم و راجع بهش بخونیم؛ خودتون به یاد بیارید که اولین بار راجع به روابط جنسی چطور آگاهی پیدا کردید؟
این مسئله با کژ فهمی ادامه پیدا می کنه تا وقتی که ازدواج کنیم یا به هر نحو در رابطه جنسی قرار بگیریم.خوب قراره در تنهایی من و جنس مخالفم چه اتفاقی بیوفته؟ کسی هیچ وقت هیچ پاسخی به من نداده. من گرفتار اطلاعات ناقص و اکثر اوقات غلط دوستانم هستم. اونقدر این رابطه رو برای خودم تصور کردم و گاهی خوابش رو دیدم که نمی دونم الآن واقعیته یا تخیل؟؟؟
من فکر می کردم این مشکل بیشتر راجع به خانوم هاست اما این درک اشتباه در مورد آقایون هم تاثیرات منفی زیادی داره. اصولا دلیل اصلی رابطه جنسی فراموش می شه. این رابطه یکی از غرایز ماست و بیشترین لذت رو در خودش داره به علاوه در رابطه زناشویی پایه محسوب می شه و به قول دکتر دی.آنجلس مینیاتور روابط زناشویی است اما به صورت ناخودآگاه خیلی ها این رابطه رو فقط راه بچه دار شدن می دونند و اکثر اوقات به چشم وظیفه بهش نگاه می کنن.
گاهی آنقدر گرفتار افسانه های اکثرا منفی در این باره می شویم که فراموش می کنیم احساس واقعی ما نسبت به رابطه چیست و حتی خودمون هم باور می کنیم که ابزار هستیم برای هدفی افسانه ای در صورتی که در رابطه هر دو طرف هدفند نه یک طرف خاص و نه چیزی خارج از این دونفر.
علاوه بر عدم آگاهی اختلالات زیادی هم در این زمینه وجود داره که اکثر اونها با مراجعه به دکتر یا روانشناس به راحتی قابل حله ولی مسئله تابو باعث می شه حتی گاهی عدم ارضا در رابطه رو به شریک جنسی خودمون هم نگیم ، یا به سردی روابط برسیم و یا همیشه این رابطه رو به صورت وظیفه ادامه بدیم.
مطلب طولانی میشه اگر بخوام خیلی ریز حرف بزنم ولی احتمالا باز هم در این باره مطالبی خواهم گذاشت. هدف کلی من از این مطلب این بود که منتظر نمانیم که اطلاعات به ما برسد یا با تجربه به آن پی ببریم . برای رابطه ها باید تلاش کرد و رابطه جنسی مهمترین رابطه ی زندگی ماست پس برایش مطالعه کنیم ، از افراد متخصص کمک بخواهیم و به شریک جنسی خود اعتماد کنیم ، او بهتر از هر کس دیگر می تواند در بهبود رابطه به ما کمک کند.
سعی می کنم در پست های آینده در این رابطه کتاب معرفی کنم .